Wednesday, 6 January 2016

رفعت مرادلى جاسوس ايران يا بلاى جاى ما؟/ معصومه قربانى



رفعت مرادلى جاسوس ايران يا بلاى جاى ما؟

ظلم و ستم فزاينده جمهورى اسلامى ايران همراه با نااميدى ملت آذربايجان از اپوزيسون مركز محور ايران (بخاطر عدم نمايندگى مطالبات ملى توركها در برنامه و محورهاى درخواستى)منجر به رشد مطالبات هويت طلبانه در بين خلق تورك شده است.البته روشن است كه همراه با رشد اين مطالبات هويت طلبانه،ضد حمله ها و تاكتيك هاى جمهورى اسلامى هم در مقابله با اين جريان متنوع تر شده است و همراه با آن مسلماً نيروهاى خارجى هم با آگاه شدن به اين مطالبات سعى خواهند كرد كه از آن بنفع خود بعضى سواستفاده ها را بكنند.در ارگانيسم هر نيرو و مطالباتى اين امور طبيعى است و يك نيرو بخودى خود قادر به جلوگيرى از اين واكنش ها يا كنش ها نخواهد بود اما لازم است كه با آگاهى خود و شناخت ماهيت طرفين هميشه خود و مطالبات خود را از گزند سواستفاده كننده گان مصون بداريم.هدف نگارنده هم از نوشتن مطلب مذكور نه نفى حقوق ملى توركها در ايران يا حمله،تسويه حساب با شخص يا گروهى كه بيشتر بر آگاهى ماهيت و هشدار به سواستفاده كنندگان از مطالبات بر حق و انسانى مان  مى باشد.
جريانى كه ذهن بنده را چند مدتى است كه مشغول كرده است،طلوع ديرهنگام اما پر سر و صداى آقاى رافعت مرادلى به نمايندگى از آقاى اقبال آقازاده نماينده مجلس ملى آذربايجان و دبيركل حزب اميد است.در معرفى كوتاه آقاى مرادلى آمده است كه ايشان متولد ١٩٧١ ميلادى بوده اند و سالها خبرنگار شبكه سحر جمهورى اسلامى ايران بوده اند و چند سالى هم در تهران زندگى كرده اند تا اينكه در حزب اميد آقاى اقبال آقازاده مسول دياسپورا و تشكلهاى آذربايجانيهاى مقيم خارج از كشور شدند،ايشان همچنين عضو رهبرى جمعيت بورچالى و عضو رهبرى جمعيت اجاقهاى آذربايجان به رهبرى ظاهير على سوى (BAO)هستند.سيف الدين بورچالى نويسنده سايت باكو نيوز(١) در مقاله اى هشدار داده است كه آيا آقاى رفعت مورادلى جاسوس جمهورى اسلامى ايران است؟ او مى نويسد كه وظائف آقاى رافعت مورادلى كلاً در رابطه با آذربايجان جنوبى مى باشد،او ادامه مى دهد كه سوابق شغلى و شايعه هاى موجود حاكى از آن است كه آقاى مورادلى عامل اطلاعات جمهورى اسلامى ايران است او هشدار داده است كه تا روشن شدن موضوع ،تحقيقات خود را ادامه خواهد داد و همه را به تعمق و تفكر در اين موضوع جلب كرده است كه چطور مى شود سالها براى جمهورى اسلامى كارمند بود و بعداً بدون توضيحى نقش اپوزيسون و حامى را در آذربايجان جنوبى بازى كرد!
اولين نقشى كه آقاى مورادلى بطور جدى در قضاياى آذربايجان جنوبى بازى كرد،در قضيه تاسيس پارلمان در تبعيد آذربايجان جنوبى بود كه اولين نفرى بود كه خبر تاسيس اين پارلمان را در فيس بوك و سايت ينى مساوات به اشتراك گذاشت،هر چند كه اين پارلمان كه ايشان و آقاى آقازاده مى خواست نقش رهبرى و ديكتاتورى خودشان را در آن اعمال كنند به نتيجه مطلوبشان نرسيد و آقاى احمد اوبالى با علنى كردن تهديدها و فحاشى آقاى آقبال آقازاده اقدامتشان را خنثى كردند(٢)اما ايشان از تب و تاب نيافتاده اند و هر بيست و نه روز يك ماه را به سفر در دور دنيا مى گذرانند و محتملاً كشف يك فعال آذربايجانى و دعوت ايشان به آذربايجان و بزرگنمايى مصنوعى دعوت شده سعى و تلاش وافى و كافى مى كنند.بزرگترين هنر ايشان اين است كه اصولاً با هر كسى كه مى بيند عكسى مى اندازند و اين عكس را با بازانتشار در سايتها و شبكه هاى اجتماعى به سَر و سِر داشتن خود با ايشان تعبير و تبليغات مى نمايند تا از اين طريق هم  خود را مهم جلوه دهند و هم شخصيت تازه اى بيافرينند كه مسلماً به ايشان بدهكار خواهد بود و روزى بايد اين صورتحساب بدهى خود را جبران بكند.هانا آرنت در كتاب توتاليتاريسم نقطه قوت جنبش توتاليتاريسم را تفوق كارمندها بر كادرها مى داند،او براى اثبات اين قضيه به مناقشه و تفوق استالين بر تروتسكى اشاره مى كند.او اضافه مى كند تروتسكى عليرغم وصيت لنين و سابقه برتر خود از استالين،در مقابل استالين شكست خورد.اين شكست از نقطه نظر تئوريك يا سابقه قابل درك نيست،چونكه هم از لحاظ تئوريك و سابقه تروتسكى  سابقه درخشانترى داشت وانگهى لنين در وصيت خود آشكارا به بركنارى استالين حكم داده بود!اما چطور شد كه استالين بر لنين و تروتسكى تفوق يافت!او و بسيارى از صاحبنظران اين كار را نتيجه نبوغ استالين در افزايش فله اى كميته مركزى حزب كمونيست و بالطبع آن كارمند سازى و پرسنل سازى اين افراد بود كه تشخص و ترقى شان نه نتيجه فعاليت،تئورى و شخصيت فردى خودشان كه بيشتر مرهون محبت و لطف استالين بود.بهمين خاطر اين افراد در زمان انتخاب بين وصيت لنين ،تروتسكى و استالين در انتخاب استالين شك نكردند چه اينكه تشخص و مقامشان نتيجه لطف استالين بود.
اما هدف از مثال بالا همسان دانستن صددرصد اين دو جريان نيست،اما براى روشنتر شدن موضوع مجبور به در نظر گرفتن مثال بالا و ذكر نمونه هايى از اعمال آقاى رفعت مورادلى و اقبال آقازاده هستيم.بعد از رويگردانى اكثر فعالين سابقه دار و كسانى كه احترام به شخصيت خود قائل بودند،مثلث رافعت مورادلى،اقبال آقازاده و خانم ياسمن قاراقوينلو (آكادميسين تشكيلات اميد،اجاقهاى آذربايجان و جمعيت بورچالى و تشكيلات داك هستند)فعال شدند هرچند كه اكثر فعالين باسابقه بجز دو سه تن از كنار اين مثلث بى تفاوت گذشتند،اما هدف اين مثلث هم فعالين آكتيو نبود،بلكه فعالينى است كه چندين سال است منجمد شده اند و اصولا شناخته شده نيستند.اين فعالين بخاطر اينكه شهرتشان را به اين مثلث وابسته اند،هيچ وقت قدرت مخالفت با اين مثلث را نخواهند داشت.وانگهى با ازدياد اينها در بلندمدت كل جريان را قبضه خواهند كرد،قضيه وقتى بغرنجتر و جدى تر مى شود كه اينها حتى در قسمت فرهنگى و ادبيات هم جريان موازى و وابسته بخود را مى خواهند درست كنند.مثلاً انجمن عاشيق هاى آذربايجان ايران نامه اى اعتراضى به عملكرد جمعيت بورچالى  و جريانات همطراز اينها به مطبوعات جمهورى آذربايجان خلاصتاً به اين شرح نوشته است(٣)شخصى كه شما در تبليغات تان در تلويزيون و مطبوعات به عنوان فلكلور شناس و رهبر جمعيت عاشيقهاى آذربايجان ايران عنوان مى كنيد و در رثاي علم و سواد و نفوذ عاشيقى او مرثيه ها مى سراييد،حتى عاشيق هم نيست و بيشتر واسطه اركستر موسيقى براى عروسى هاست و چناچه در تبليغاتتان مدعى نوشتن اثرات تحقيقى ايشان در زمينه فرهنگ عاشيقى هستيد،بهتر است كه مقاله اى از ايشان را در اين زمينه معرفى كنيد؟آرى اين مثلث استاد سياه كارى است،كسانى را عاشيق و فلكلور شناس و رهبر عاشيقهاى آذربايجان معرفى مى كنند و هر روز به افتخارش  برنامه تلويزيونى مى گذارند كه حتى عاشيق هم نيست.عاشيق بودن يا نبودن مسله اى نيست،وقتى كه پول داشته باشند هر روز كنفرانس و مراسمى را برگزار مى كنند و به چندين ده نفر كه نمى دانند شعر و فرهنگ چيست جوايزى به خاطر اشعار و كتابهاى نانوشته و يا در بهترين حالت كتاب كم مايه شان اعطا مى كنند و اينطور مى شود كه عده اى در عرض يك روز شاعر و  شخصيت مى شوند.اما اين شاعر و شخصيت ها ،تشخص شان برگرفته از خودشان نيست و بايد هميشه چشم به دهان آقاى شان باشند كه با ساز او رقص كنند.در واقع مواقعى است كه بدهكاران  بدهى خود را بايد پس بدهند.
اما اينان صاحب چه امكاناتى هستند و دنبال چه چيزى هستند،اينان كه بزرگترين آمالشان بمرگ كشاندن فرديت و افكار مغاير با خود است و در اين راه در تلاش هستند با سياهى لشكر گوش بفرمان صداى كوچكترين مخالفى را با توهين و تحقير خفه كنند چه منظورى دارند.آقاى احمد اوبالى اولين كسى بود كه سياست تحقير و توهين و تهديد اينان را علنى كرد،تهديد،توهين  و تحقير نقطه قوت اينان است و البته تمام سعى و تلاش شان اورگانيزه كردن اين تهديد و توهين بصورت يك حركت سازمان يافته است كه آن نقطه قوت حركت اينان شمرده مى شود،خانم كونول قولويوا از معاونين پيشن آقاى اقبال آقازاده كه در رسوايى جنسى ايشان همراه با دو خانم ديگر از حزب اميد كنار گذاشته شد،پرده از تهديدهاى جانى و تحقير و توهين هاى ايشان بخودش بر مى دارد و حتى از تهيه فيلم و متنى صحبت مى كند كه در صورت عملى شدن تهديد هاى منجر به مـرگ خودش علنى خواهد شد كه تاكيد مى كند مطمعناًً در آنجا از پولها،ويلاها،ماشين هاى آخرين سيستم و رفتارش نسبت به خانم هاى عضو حزب پرده برخواهد داشت(٤)اما اين پولها و اين مخارج چگونه تامين مى شود،آيا با يك حقوق نمايندگى مى توان چندين نفر به سفر دور دنيا فرستاد؟آيا با اين حقوق مى توان ماهيانه چندين ده نفر را در هتل هاى پنج ستاره ميزبانى كرد؟اين نقطه ها مجهول هستند و شايد ما هيچ وقت نسبت به روشن شدن آن اميدوار نباشيم و بهتر هم آن است كه خودمان را با آن مشغول ننماييم.اما بهتر است كه هدف و يا آمال ايشان را از اين اعمال واكاوى كنيم.قبل از اين مسله لازم مى دانم كه تأملى كوچك در حزب اميد داشته باشيم.
حزب اميد حزبى است كه مثلاً نقش مخالفت را بازى مى كند،اما اصولا در واقع نقش بازى مى كند.مثلا در زمان بازداشت خانم خديجه اسماعيل اوا روزنامه نگار مشهور در عرصه حقوق بشر كه انصافاً در خبر رسانى حقوق بشرى فعالين بازداشت شده در آذربايجان جنوبى بدون دخالت سياسى نقش بارزى داشتند،آقاى اقبال آقازاده در جواب سوالى در مورد بازداشت خديجه اسماعيل اوا با لحن پرخاشگرايانه  و تحقيرآميزى جواب دادند:خديجه چه كسى هست كه من در موردش موضع گيرى كنم؟من آدم سياسى هستم و در موارد سياسى موضع گيرى مى كنم و با لحن تحقير آميزى ادامه داده كه لازم نمى بينم در مورد ايشان موضع گيرى كنم.(٥)(لازم به ذكر است كه اقبال آقازاده مسول كمسيون حقوق بشر مجلس است) و يا موضع گيرى ديگرش در طرفدارى از بازداشت مخالفين،صداى آقاى جميل حسنلى را درآورد كه گفتند كه خدا به آقاى اقبال اقازاده با اين ادعاى مخالف بودنشان بازار اعطا كند(٦)
اما تحليل نگارنده چيست؟نگارنده دو تحليل را مى تواند ارايه دهد كه در نبود منابع قابل موثق، يكى از دو تحليل مى تواند درست باشد و شايد اثبات هر كدام از ابن دو نياز به مدارك و منابع قوى امنيتى و اطلاعاتى دارد كه متاسفانه دست نگارند از آن كوتاه است و شايد هم هيچ گاه به آن نرسد،اما اميدوار است كه توصيه اى كه از اين دو نتيجه گيرى مى شود مثمرثمر واقع بشود.
١-آقاى مورادلى و اطرافيانش وابسته به دستگاه اطلاعاتى ايران هستند،دليل اين تحليل هم كارمند بودن آقاى موردالى بمدت چندين سال در شبكه توركى برونمرزى  سحر وابسته به صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران است كه  بى شك اهداف دستگاه اطلاعاتى ايران را در جمهورى آذربايجان دنبال مى كند و غير محتمل است كه خبرنگار برجسته خارجى آن وابسته به ايدولوژى جمهورى اسلامى نباشد و يا از فيلتر گذشتن فردى خارجى كه ساكن ايران هم باشد اصولاً كارى لامحال است،هر چند كه انسانهاى بسيارى ممكن است تغيير عقيده دهند،اما اصولاً بايد دلايلى براى تغيير عقيده خود ارايه دهند و يا گذشته خود را نقد كنند كه اين در مورد آقاى مورادلى صدق نمى كند و ايشان تابحال نه گذشته خود را نقد كرده است و نه دليلى بر اين تغيير خود اعلام كرده است.ايشان بعد از تغيير شغل در شبكه سحر صدا و سيماى جمهورى اسلامى در تشكيلاتى شروع بكار كرده است كه حوزه فعاليتش در آذربايجان جنوبى است و بيست و نه روز از ماه را در حال مسافرت به دور دنيا و ديدار با فعالين با عرض معذرت منجمد و در بوق و كرنا دميدن اين ديدارهاى كم اهميت است.اما جمهورى اسلامى از اين تبليغات و در بوق و كرنا دميدن آقاى رفعت مورادلى چه نفعى مى برد.
الف:تمام تبليغات جمهورى اسلامى در مقابل حركت هويت طلبى آذربايجان اين است كه حركت هويت طلبى آذربايجان جنبشى وابسته به كشورهاى خارجى خصوصاً تركيه و آذربايجان است.از طريق اين سياه نمايى است كه مطالبات قانونى و  انسانى ما با اتهام سازى هاى بى اساس مورد انكار و سركوب قرار مى گيرد.اما عكسهايى كه آقاى رفعت مورادلى،اقبال آقازاده و خانم ياسمن قاراقوينلو در بوق و كرنا مى دمند،مگر بجز تاييد ادعاهاى جمهورى اسلامى بكار ديگرى هم مى آيد؟مسلماًمستقيم يا غير مستقيم از نظر تئورى تبليغات بيمار گونه و اسنوب گونه اين آقايان در خدمت منافع جمهورى اسلامى است .
ب:همانطور كه عرض كردم اين افراد به بيمارى عكس انداختن و اين عكس را در بوق و كرنا كردن اين عكسها دچار هستند،صفحات سايتها و اكانت شبكه اجتماعى اين افراد تبديل به البوم عكس فعالان آذربايجانى شده است كه لاجرم بسيارى از آنها ساكن خارج نيستند.اما اين عكسها بجز مدرك جرمى درست كردن در پرونده سازمان اطلاعاتى به چه كار ديگرى مى آيد؟آيا در حكومتى كه از هر توهم مدركى در وابستگى به خارج استفاده مى شود،اين عكسها بجز مدرك درست كردن براى جمهورى اسلامى در روز مبادا كارايى ديگرى هم دارند؟مثلاً بسيارى از فعالان فشارهاى وارد شده اخير توسط اطلاعات به حسن آقا دميرچى را نتيجه عكسى مى دانند كه ايشان در حاشيه همايشى با چسباندن خود به ايشان و در بوق و كرنا كردن آن سعى در بزرگنمايى واقعه كرد!
در تكميل استدلال اينكه ايشان  وابسته به جمهورى اسلامى است ،اگر اين افراد يا تشكيلات قصد كمك و خيرى را نسبت به حركت ملى آذربايجان داشتند،اصولا كمك را زيرجلدى و پنهانى ارايه مى كردند.جلسات علنى،عكسهاى افتخارى كه هر روز در بوق و كرنا مى شود مسلماً نمى تواند حاكى از تمايل ايشان براى كمك داشته باشند.چه اينكه اين افراد خوب مى دانند بزرگترين جهد حاكميت اين است كه اين حركت را وابسته جلوه دهد و اين افراد و تشكيلات در اثبات نظر حكومت سعى و جهد واجب را به جا مى آورند.
٢-اما شق دوم چيست؟جمهورى اسلامى چه بصورت عملى و نظرى در امور داخلى جمهورى آذربايجان دخالت مى كند.چه از طريق حمايت از گروههاى اسلامگرا و چه از طريق حمايت از اقليت تالش  و بالاتر از آن جمهورى اسلامى در مناقشه قاراباغ طرف ارمنى را گرفته و به گفته منابع ارمنى منتشر شده در سايت ويكى ليكس يكى از موانع صلح مابين آذربايجان و ارمنستان،ايران است.(٧)
با در نظر گرفتن اين احتمال،سابقه شخصى رفعت مورادلى خيلى مهم نيست و در واقع پشت اين امور سازمان امنيتى آذربايجان قرار دارد كه با قدرتمند نشان دادن خود در امور ايران،خصوصاً آذربايجان ايران قادر به چانه زنى و ايجاد بالانس امنيتى  و خنثى كردن دخالت ايران در امور آذربايجان خواهد شد تا با نشان دادن دست پُر خود در مقابل ايران،ايران را وادار به عقب نشينى  و اعطاى امتياز در روابط فيمابين كند.در واقع آژانس امنيتى آذربايجان مى خواهد با ادعاى اينكه حركت ملى آذربايجان تحت كنترل ما است با قربانى كردن ما با جمهورى اسلامى توافقنامه امنيتى امضا و اجرا كند و بهمين خاطر است كه اصولا بدنبال پرسنل سازى از اعضاى درجه چندم و منجمد حركت ملى است گو اينكه فعالين با سابقه اصولاً با توجه به تجربه مبارزه و تئوريك شان آلت دست اينها نمى شوند و اينها بخاطر اينكه فعالين با سابقه مبارزه و تئوريك در اقليت را ساكت كنند دست به آفرينش اكثريت شخصيتهاى تازه با استفاده از رسانه هاى جمعى و جمعيتهاى وابسته به خود را مى زنند.اصولا تبليغات پرسر وصداى شان مبنى بر اينكه فلان سمينار را برگزار كرديم و يا خلق شخصيتهاى فرهنگى و سياسى با توسل به نهادهاى موجود در دستشان خود اثباتى بر اين مدعا است.مثلاً در عكسى كه از ايجاد پارلمان مخابره كردند سر طاس آقاى اقبال آقازاده را از زاويه اى بازنشر كردند كه فرادستى ايشان را از نقطه نظر امنيتى القا مى كرد.
٣- البته مى توان شق سومى هم اضافه كرد كه ايشان  و دوستانش نقش دوست نادان را بازى مى كنند و بيشتر براى ارضاى حس شهرت طلبى و تشفى غريزه مهم جلوه دادن خود،دست به اين اعمال خودزنانه مى زنند.اما بنظر من اين شق خيلى ضعيف است  و امكانات بكار رفته نشان از امور ديگرى دارد.
در هر گزينه بالا كه درست باشد،يك بازنده وجود دارد و آن ما توركهاى آذربايجانى در ايران هستيم چه اينكه ايشان عامل جمهورى اسلامى ايران باشد.باز ما و خواسته هاى انسانى مان قربانى رژيم جمهورى اسلامى  مى كند و چه اينكه ايشان عامل سازمان جاسوسى آذربايجان باشد باز ما نقش قربانى را بازى خواهيم كرد.در واقع ايشان و وقايع پشت پرده شان بازى دو سر باخت براى خلق تورك هستند.باز خوانندگان و دوستان عزيز را به تامل و تفكر در اين نكته جلب مى كنم كه ايشان و تشكيلات پشت شان اگر تمايل به كمك به خلق تورك و خواسته هاى قانونى مان را داشتند!آيا احتياجى به اينهمه در بوق و كرنا كردن داشت؟مطمعناًً آقاى مورادلى با توجه به اينكه چندين سال در ايران زندگى كرده اند،آشنا به وضعيت امنيتى ايران هستند. دوستان بهتر است در قياس وضعيت سياسى و امنيتى ايران در شوهاى تبليغاتى ايشان بيشتر تامل و تعمق كنند كه بى شك انسان عاقل و با وجدان از تعمق در اين تبليغات و بزرگنمايى ها به نيت زشت و سواستفاده گر ايشان و انسانهاى پشت سرش پى خواهد برد.
معصومه قربانى
(١)مقاله آقاى سيف الدين بورچالى در سايت باكونيوز در مورد احتمال عامل اطلاعات ايران بودن آقاى رفعت موردالى.http://bakunews.az/arasdirma/4599-rft-muradl-ettelaat-agenti-ola-bilrmi.html
(٢)-مصاحبه آقاى احمد اوبالى در رابطه با تهديد و توهين اقبال آقازاده به ايشان در مورد پارلمان در تبعيد.http://www.gunaz.tv/?id=2&sID=75712&lang=2
(٣)-نامه اعتراضى انجمن عاشيقهاى آذربايجان در رابطه با سياستهاى بزرگنمايى انجمن بورچالى  و ديگر اشخاص در مورد كسى كه حتى عاشيق هم نيست.
(٤)-افشاگرى خانيم كونول قولويوا معاون سابق آقاى اقبال آقازاده در حزب اميد در مورد تهديد و تحقيرهاى آقاى آقازاده.
(٥)-مصاحبه آقاى اقبال آقازاده در مورد خانم خديجه اسماعيل اوا.
(٦) -مصاحبه آقاى جميل حسنلى در مورد آقاى اقبال آقازاده.
(٧)-موضع ايران در مورد مناقشه قاراباغ از ديد إسناد ويكى ليكس.

Sent from my


No comments:

Post a Comment