Wednesday, 6 January 2016

در باب برچيدن مجسمه فردوسى/ معصومه قربانى

فردوسى در شهرستان سلماس-معصومه قربانى 

meqal
شهردارى سلماس بخاطر تبديل نام ميدان فردوسى به انقلاب،اقدام به برچيدن مجسمه فردوسى كرد و فراخوانى براى طرح و ساخت مجسمه جديد داد.
اين خبر كوتاه و شايد تا حدى پيش و پا افتاده،باعث جنجال رسانه اى شد!از يك طرف مخالفين جمهورى اسلامى،حاكميت را متهم به دشمنى با مفاخر ملى نمودند و طرف ديگر قشر موسوم به هويت طلب با ياداورى اشعارى از فردوسى كه تعبير تورك ستيزانه دارد از اين اقدام شهردارى سلماس شديدا حمايت كردند.
در جمهورى اسلامى تنها جايى كه درصد كمى راى مردم تاثير دارد،شوراى شهر و شهردارى است و اين در شهرهاى كوچك بخاطر اينكه راى گيرى نه بيشتر حزبى،بلكه مبتنى بر شناخت شخصى مى باشد،بيشتر مشهود است.اعضاى شورا و شهردارى ها براى جلب اقبال راى دهندگان در شهرهاى كوچك،بعضا كارهايى مى كنند كه با سياست رسمى حاكميت هم مغاير باشد،چونكه پروسه جلب راى در اين شهرها،مبتنى بر گفتگوهاى متقابل است و اين فرض مسلم است كه در شهر سلماس،اعضاى شوراى شهر و شهردارى براى جلب راى مردم و يا قشر هويت طلب،اقدام به برچيدن مجسمه مورد بحث كرده اند،چونكه براستى قشر بزرگى از هويت طلبان معتقد به اين هستند كه فردوسى،اشعار ترك ستيز و عرب ستيز فراوانى دارد كه شاهنامه و فردوسى را براى زينت بخشى به شهرها و ميدانشان پسنديده نمى دانند.
آيا اين درست است كه در كشورى يك شخص،در پيش قشرى تا حد مقدس پرطرفدار باشد و پيش قشر ديگرى تا حدى منفور؟
البته شايد در يك نظام يك دست اين مسله كه يك نفر در بين اهالى يك كشور با دو ديد ديده شدن غير عادى باشد،ولى بنظر نگارنده اين مسله چيز غريبى نيست،ما مثلا سيدجعفر پيشه ورى را قهرمان مى دانيم و در چشم بعضى ها خائن،يا قازى محمد در چشم بسيارى از كوردها قهرمان ملى است و در چشم بسيارى از غير كوردها خائن!
البته كه نگارنده منفور بودن،شخصى و شخصيتى را توصيه نمى كنم،چونكه ما در حال حاضر،خوب يا بد هموطن هستيم و بايد براى زندگى مسالمت آميز سعى كنيم كه به مقدسات و يا قهرمانان همديگر احترام بگذاريم حتى اگر آن قهرمان،ضد قهرمان ما باشد.
اما آيا اقدام شهردارى سلماس صحيح بود؟
جدا از اينكه عمل صحيح است يا نيست،بالاتر از آن،اين است كه شوراى شهر منتخب مردم سلماس است و متولى اين امر است،اگر راى دهندگان سلماسى راى به اين بدهند كه مجسمه و اسم فردوسى را از ميدانشان بردارند،اگر خوشايند ما نباشد،ما نمى توانيم آنها را به خيانت و ضد ايران بودن متهم كنيم،ما بايد به حقوق شان و انتخابشان احترام بگذاريم،حتى اگر مخالف نظر ما باشد كه اين است دموكراسى.
حتى اين عمل ممكن است در جاى ديگرى رخ دهد،مثلا شوراى شهر يزد،مجسمه شهريار يا هيمن شاعر كورد را بگذارد و شوراى شهر دوره بعد از آن،تصميم بگيرد كه اين مجسمه ها را برچيند،دنيا به آخر نمى رسد،در يك دموكراسى بجز احترام گذاشتن به راى طرف مقابل كارى از دست ما بر نمى آيد،و اين فرق دموكراسى و توتاليريسم است كه در دمكراسى به راى مردم احترام مى گذارند و در سيستم هاى توتالير،اعمال و نظرات مخالف نظر خود را،به وطن فروشى و خيانت متهم مى كنند.
ما بايد از همين حالا،از همين امور كوچك تمرين دمكراسى كنيم كه آيا ما قادر به تحمل هم هستيم،آيا روا است كه بخاطر يك مجسمه،به همديگر تحقير يا توهين كنيم و اصولا چرا نبايد با احترام به هم ديگر انتقاد كنيم و يا چرا بايد كسانى كه مثل ما فكر نمى كنند را خائن يا مزدور و نژادپرست و يا با هزار كلمه ناجور ديگر خطاب كنيم،آيا وقتش نيست با همديگر كمى مهربان باشيم و به نظراتشان احترام بگذاريم حتى اگر مخالف نظر ما داشته باشند.
مسلما در نظامى كه دموكراسى و ازادى حكمفرما باشد از اين كارها بسيار اتفاق خواهد افتاد،حتى توركها هم از اين امر بى بهره نخواهند بود،هر چند بنظر من بايد متوليان امر در چينش امور دقت فراوان كنند كه اين اتفاقات كمتر رخ بدهد،اما بالاخره گريزى از اين امور نخواهيم داشت و بهترين راه نه سياه نمايى،بلكه احترام به راى و حق انتخاب طرف مقابل است.
البته در آخر اين نقطه را لازم به ذكر مى دانم كه مخالفين در اين امر از اتفاق پيش افتاده استفاده يا سواستفاده كردند براى كوبيدن حاكميت،چونكه اگر كمى منصف باشيم با همه وابستگى هاى شهردارى به حاكميت،باز هم تا حدودى در انجام وظيفه شان استقلال عمل دارند كه بدون اجازه دولت حكم به تعويض مجسمه يا اسم ميدانى بدهند،البته منتقدين براى اينكه اهدافشان را پيش ببرند،سخنى از خواستاران اين عمل (هويت طلبان تورك)نزدند و عمل را بدون نام بردن از طرفداران اين عمل در شهر براى كوبيدن حاكميت استفاده كردند،اينكه عمل اخلاقى است يا نيست خواننده و يا افكار عمومى بى شك قضاوت خواهد كرد. (144)

No comments:

Post a Comment